SCM LAB
بازگشت به بینش‌هاراهبرد

چه کسی مالک پیش‌بینی است؟ نقش‌ها و مسئولیت‌ها در برنامه‌ریزی تقاضا

·

چه کسی مالک پیش‌بینی است؟ نقش‌ها و مسئولیت‌ها در برنامه‌ریزی تقاضا

در بسیاری از سازمان‌ها اگر بپرسید «پیش‌بینی تقاضا مال کیست؟» چند پاسخ متفاوت می‌شنوید: فروش می‌گوید مال برنامه‌ریزی است، برنامه‌ریزی می‌گوید فروش اطلاعات را نمی‌دهد، و مالی عدد خودش را از بودجه دارد. نتیجه، چند «نسخه‌ی حقیقت» است که هر کدام برای هدف متفاوتی ساخته شده‌اند، و تصمیم‌های موجودی و تولید روی کدام یک سوار می‌شوند، مشخص نیست.

نقش‌ها را باید جدا کرد. برنامه‌ریز تقاضا مالک فرایند و پیش‌بینی آماری پایه است: داده را تمیز می‌کند، مدل را اجرا می‌کند و دقت را اندازه می‌گیرد. فروش مالک اطلاعات بازار است: مشتریان کلیدی، قراردادها، پروژه‌ها. بازاریابی مالک اطلاعات درباره‌ی فعالیت‌های ترویجی، عرضه‌ی محصول جدید و قیمت‌گذاری است. مالی مالک ارزش‌گذاری و انطباق با بودجه است.

اصل مهم این است که فروش و بازاریابی ورودی می‌دهند، اما یک نفر مالک عدد نهایی است. اگر مالک نهایی مشخص نباشد، هر طرف عدد خودش را پیش می‌برد، و در جلسه‌ی S&OP به‌جای تصمیم، بحث بر سر عدد است. معمولاً بهتر است مالک فرایند، برنامه‌ریز تقاضا یا مدیر آن باشد، با اختیار صریح برای پذیرفتن یا رد ورودی‌ها بر اساس شواهد.

برای اینکه ورودی‌های فروش ارزشمند باشند، آن‌ها را باید ساختارمند کرد. به‌جای «به نظرم فروش بیشتر می‌شود»، از فروشنده بخواهید بگوید کدام مشتری، چه حجمی، با چه احتمالی و از چه زمانی. و دقت ورودی هر منبع را ردیابی کنید (ارزش افزوده‌ی پیش‌بینی): اگر اصلاح تیم فروش به طور میانگین دقت را بهتر می‌کند، وزن بیشتری بگیرد؛ اگر بدتر می‌کند، باید بررسی شود.

پیوند انگیزه‌ها هم مهم است. اگر فروش فقط با تحقق هدف فروش سنجیده شود، انگیزه‌ی پیش‌بینی کم‌برآورد (برای راحت‌تر رسیدن به هدف) یا بیش‌برآورد (برای تضمین موجودی) دارد. اندازه‌گیری دقت پیش‌بینی هر ورودی، و شفاف‌سازی آن، رفتار را بدون تنبیه تغییر می‌دهد.

اشتباه رایج، سپردن پیش‌بینی به نرم‌افزار به‌تنهایی و حذف انسان از فرایند است. مدل آماری از گذشته می‌آموزد، اما نمی‌داند فردا یک مشتری بزرگ می‌آید یا یک رقیب وارد بازار می‌شود. اشتباه مقابل، دخالت دستی بی‌حساب و کتاب است که پیش‌بینی را به نظر شخصی تبدیل می‌کند. ترکیب درست، مدل پایه و اصلاح دستی مستند و قابل ارزیابی است.

یک چارچوب ساده برای شروع: مالک فرایند را مشخص کنید، ورودی‌های هر نقش و موعد تحویل آن‌ها را بنویسید، قالب ورودی ساختارمند تعریف کنید، و یک جلسه‌ی پیش‌S&OP برای رسیدن به پیش‌بینی توافقی پیش از جلسه‌ی اصلی برگزار کنید.

نقطه‌ی شروع عملی: همین هفته از هر یک از چهار نقش بپرسید «شما کدام عدد پیش‌بینی را استفاده می‌کنید؟». اگر چند پاسخ متفاوت شنیدید، مسئله‌ی شما الگوریتم نیست، مالکیت است، و تعیین یک مالک واحد اولین گام بهبود خواهد بود.

سع
نویسنده

سینا علی‌پور

بنیان‌گذار و معمار زنجیره تامین