
بخش بزرگی از اقلام در بسیاری از سازمانها، بهویژه قطعات یدکی، اقلام تخصصی و محصولات خاص، تقاضای منقطع (Intermittent) دارند: در بیشتر دورهها فروش صفر است و گاهی یک سفارش، گاهی بزرگ، میرسد. روشهای معمول مثل میانگین متحرک و هموارسازی نمایی برای این الگو مناسب نیستند و خروجیشان عددی کوچک و ثابت است که نه کمبود را میپوشاند و نه تصمیم خوبی میدهد.
اولین گام، تشخیص نوع الگو است. دو شاخص ساده کمک میکنند: فاصلهی میانگین بین تقاضاها (ADI) که نشان میدهد هر چند دوره یک بار فروش رخ میدهد، و ضریب تغییرات اندازهی تقاضا (CV²) که نوسان اندازهی سفارشها را میسنجد. بر پایهی این دو، اقلام به چهار گروه تقسیم میشوند: روان، متناوب، پرتکهپرتکه و لخت (Lumpy). گروه لخت، یعنی هم نامنظم و هم با اندازهی نوساندار، دشوارترین حالت است.
روش کراستون (Croston) برای این اقلام طراحی شده است. بهجای هموارکردن مستقیم سری فروش با صفرهای زیاد، دو چیز را جداگانه برآورد میکند: اندازهی تقاضا در دورههایی که تقاضا رخ داده و فاصلهی بین دو تقاضا. نرخ تقاضا از تقسیم این دو به دست میآید. نسخههای بهبودیافته مثل SBA سوگیری روش اصلی را اصلاح میکنند و در عمل بیشتر استفاده میشوند.
اما باید هشیار بود: هیچ روش آماری برای تقاضای بسیار لخت دقت بالا نمیدهد. اینجا هدف دقت پیشبینی نقطهای نیست، بلکه تصمیم درست دربارهی موجودی است. بهجای پیشبینی هر دوره، توزیع تقاضا در طول زمان تحویل را برآورد کنید و موجودی را بر اساس سطح خدمت مناسب از آن توزیع تعیین کنید، نه با فرض نرمال بودن که برای این الگو غلط است.
برای اقلام بسیار کممصرف و پرهزینه، یک پرسش پیش از مدلسازی مطرح است: اصلاً باید موجودی نگه داشت؟ گزینهها شامل ساخت یا خرید در صورت سفارش، قرارداد با تامینکننده برای تحویل سریع، اشتراک موجودی با سایر واحدها یا مشتریان، و استفاده از قطعات جایگزین است. اغلب بهترین پاسخ برای یک قلم کلاس CZ، نگهنداشتن موجودی و پذیرش زمان تحویل است.
اشتباه رایج، اعمال یک سطح خدمت بالا و یکسان بر همهی اقلام منقطع است. چون پیشبینی ناپایدار است، موجودی ایمنی لازم برای ۹۹ درصد سطح خدمت بسیار بزرگ و گران میشود. سطح خدمت را بر اساس اهمیت واقعی هر قلم (اثر توقف و هزینهی نگهداری) تعیین کنید، و برای اقلام حیاتی راهحلهای غیرموجودی مثل قراردادهای تحویل سریع را بسنجید.
اشتباه دیگر، حذف اقلام منقطع از فرایند برنامهریزی چون «قابلپیشبینی نیستند». این اقلام اغلب سرمایهی قابلتوجهی را بسته نگه میدارند و در صورت کمبود میتوانند عملیات را متوقف کنند. باید یک مسیر برنامهریزی متفاوت و سادهتر برایشان تعریف شود، نه فقط فراموششان کرد.
نقطهی شروع عملی: اقلام خود را با ADI و CV² طبقهبندی کنید و تعداد اقلام و سرمایهی هر گروه را ببینید. برای گروه لخت، تصمیم قلمبهقلم دربارهی اینکه موجودی نگه داریم یا نه بگیرید، و برای بقیه روش کراستون یا SBA را آزمایش کنید و با روش فعلی مقایسه کنید.