
مقدار اقتصادی سفارش (Economic Order Quantity یا EOQ) اندازهای از سفارش است که مجموع دو هزینهی متضاد را کمینه میکند: هزینهی سفارشدهی (که با سفارشهای کوچکتر و پرتکرارتر بالا میرود) و هزینهی نگهداری موجودی (که با سفارشهای بزرگتر بالا میرود). ایدهی اصلی ساده است: نقطهای وجود دارد که در آن این دو هزینه با هم متعادل میشوند و جمع کل کمترین مقدار را دارد.
فرمول کلاسیک آن EOQ = √(2DS / H) است، که در آن D تقاضای سالانه، S هزینهی ثابت هر سفارش (شامل کار اداری، حمل ثابت و بازرسی ورودی) و H هزینهی نگهداری یک واحد در سال است. مثال ساده: اگر تقاضای سالانه ۱۲٬۰۰۰ واحد، هزینهی هر سفارش ۵۰۰ هزار تومان و هزینهی نگهداری هر واحد در سال ۶۰ هزار تومان باشد، EOQ برابر √(2×۱۲٬۰۰۰×۵۰۰٬۰۰۰ / ۶۰٬۰۰۰) ≈ ۴۴۷ واحد میشود.
یکی از ویژگیهای مفید فرمول، حساسیت پایین آن است. چون تابع هزینهی کل در اطراف بهینه نسبتاً مسطح است، خطای ۲۰ تا ۳۰ درصدی در اندازهی سفارش اغلب فقط چند درصد هزینهی کل را بیشتر میکند. این یعنی دقت وسواسگونه در برآورد S و H لازم نیست؛ مهم این است که این دو را بهطور منطقی و با معیار یکسان برآورد کنید.
اما EOQ فرضهایی دارد که در عمل اغلب برقرار نیستند: تقاضا ثابت و پیوسته است، زمان تحویل ثابت است، هزینهی خرید هر واحد با اندازهی سفارش تغییر نمیکند، و کل سفارش یکجا میرسد. در بسیاری از سازمانها تقاضا فصلی است، تامینکننده تخفیف حجمی میدهد، حداقل مقدار سفارش (MOQ) دارد یا ظرفیت کانتینر اندازهی منطقی سفارش را تعیین میکند. در همهی این موارد EOQ خام عدد درستی نمیدهد و باید با قیدها ترکیب شود.
اشتباه رایج اول، برآورد نادرست H است. بسیاری از شرکتها فقط هزینهی انبارداری فیزیکی را حساب میکنند و هزینهی سرمایه، بیمه، کهنگی و افت را از قلم میاندازند. این کار H را کم و در نتیجه EOQ را بزرگتر از بهینه میکند و موجودی را بهطور سیستماتیک بالا میبرد. در محیطهای با نرخ بهرهی بالا، هزینهی سرمایهی موجودی اغلب بزرگترین جزء H است و نباید کماهمیت گرفته شود.
اشتباه رایج دوم، برآورد نادرست S است. هزینهی سفارشدهی را گاهی با کل حقوق بخش تدارکات تقسیم بر تعداد سفارشها حساب میکنند، در حالی که بخش بزرگی از آن هزینهی ثابت است و با یک سفارش بیشتر یا کمتر تغییر نمیکند. S باید فقط هزینهی افزایشی هر سفارش باشد. اگر S بهاشتباه بزرگ گرفته شود، EOQ بزرگتر میشود و بهجای کاهش هزینه، موجودی و نقدینگی را بسته میکند.
برای اقلام با تخفیف حجمی یا MOQ، رویکرد عملی این است که هزینهی کل را برای هر پلهی قیمت جداگانه حساب کنید (خرید + سفارش + نگهداری) و کمترین را انتخاب کنید، نه اینکه از EOQ خام شروع و بعد به پلهی بعدی گرد کنید. برای اقلام با تقاضای پرنوسان نیز EOQ فقط اندازهی سفارش را میدهد؛ زمان سفارش و موجودی ایمنی باید جداگانه و بر اساس نوسان تقاضا و زمان تحویل تعیین شود.
جمعبندی: EOQ یک نقطهی شروع مناسب برای اقلام پایدار و پرگردش است، بهویژه کلاسهای A و B با تقاضای قابلپیشبینی. برای اقلام منقطع، فصلی یا بحرانی، از آن بهعنوان یک مرجع مقایسه استفاده کنید نه یک قاعدهی نهایی. و مثل هر فرمول دیگری، ارزش آن در این است که فرضهایش را صریح کنید؛ وقتی تیم بداند عدد EOQ بر چه H و S ای بنا شده، میتواند آن را بهروز و به تصمیم واقعی تبدیل کند.