SCM LAB
بازگشت به بینش‌هاعملیات

موجودی مدیریت‌شده توسط تامین‌کننده (VMI): کی جواب می‌دهد و کی نه؟

·

موجودی مدیریت‌شده توسط تامین‌کننده (VMI): کی جواب می‌دهد و کی نه؟

در مدل VMI (Vendor-Managed Inventory) مشتری به‌جای صدور سفارش خرید، داده‌ی فروش یا مصرف و موجودی خود را در اختیار تامین‌کننده می‌گذارد و تامین‌کننده تصمیم می‌گیرد چه مقدار و چه زمانی ارسال کند. مشتری همچنان صاحب فضای انبار است، اما مسئولیت حفظ سطح موجودی توافق‌شده با تامین‌کننده است.

منطق اقتصادی VMI شفافیت است. تامین‌کننده به‌جای دیدن سفارش‌های دسته‌ای و نامنظم، مصرف واقعی را می‌بیند. این همان راه‌حل اصلی اثر شلاقی است: وقتی نوسان سفارش‌ها به مصرف واقعی نزدیک شود، برنامه‌ریزی تولید و حمل برای تامین‌کننده هموارتر می‌شود و برای مشتری کمبود و موجودی مازاد هر دو کم می‌شود. همچنین حمل‌ها می‌توانند تجمیع و بهینه شوند.

اما VMI در همه‌ی شرایط جواب نمی‌دهد. شرایط مناسب عبارت‌اند از: مصرف نسبتاً منظم و قابل‌پیش‌بینی، تعداد محدودی قلم کلیدی، رابطه‌ی طولانی‌مدت و قابل‌اعتماد، و توانایی مشتری در ارائه‌ی داده‌ی دقیق موجودی و مصرف. برای اقلام با تقاضای بسیار پرنوسان یا پروژه‌ای، تامین‌کننده بدون اطلاع از برنامه‌های آتی مشتری ناچار موجودی ایمنی بالا نگه می‌دارد و هزینه‌اش را در قیمت منعکس می‌کند.

قدم اول در پیاده‌سازی، توافق بر روی قواعد است، نه ابزار. حداقل و حداکثر موجودی در محل مشتری، تعریف دقیق کمبود و پیامد مالی آن، مالکیت موجودی (تا لحظه‌ی مصرف متعلق به تامین‌کننده است یا از لحظه‌ی تحویل به مشتری)، و روش حل اختلاف در داده‌ها باید مکتوب شود. بدون این قواعد، وقتی کمبود پیش بیاید، هر طرف دیگری را مقصر می‌داند.

مسئله‌ی مالکیت موجودی مهم‌تر از آن چیزی است که به نظر می‌رسد. اگر موجودی پیش از مصرف به مشتری فروخته شود، VMI فقط تصمیم‌گیری را جابه‌جا کرده و سرمایه‌ی موجودی همچنان نزد مشتری مانده است. در VMI با موجودی امانی (Consignment) سرمایه‌ی موجودی به تامین‌کننده منتقل می‌شود، که برای مشتری جذاب‌تر است ولی تامین‌کننده برای پذیرش آن قیمت یا شرایط پرداخت متفاوتی می‌خواهد.

اشتباه رایج این است که VMI به‌عنوان راهی برای خلاص شدن از مسئولیت برنامه‌ریزی دیده شود. مشتری همچنان باید پیش‌بینی و برنامه‌های آتی خود (تبلیغات، توقف تعمیرات، تغییر محصول) را به تامین‌کننده بدهد. اشتباه دیگر، شروع با همه‌ی اقلام است. بهتر است با ۵ تا ۱۰ قلم پایدار و یک تامین‌کننده‌ی قابل‌اعتماد پایلوت اجرا شود و نتیجه سنجیده شود.

نقطه‌ی شروع عملی: یک تامین‌کننده‌ی کلیدی با رابطه‌ی خوب را انتخاب کنید، اقلام پایدار آن را مشخص کنید، و سه شاخص را پیش و پس از پایلوت اندازه بگیرید: نرخ کمبود، میانگین موجودی (روز پوشش) و هزینه‌ی حمل به ازای هر واحد. اگر در دو یا سه ماه، دست‌کم دو شاخص بهبود نیافت، یا رابطه یا انتخاب اقلام مناسب نبوده است.

سع
نویسنده

سینا علی‌پور

بنیان‌گذار و معمار زنجیره تامین