SCM LAB
بازگشت به بینش‌هاعملیات

سطح خدمت چرخه‌ای در برابر نرخ تکمیل سفارش (Fill Rate): دو عدد که اشتباهی یکی گرفته می‌شوند

·

سطح خدمت چرخه‌ای در برابر نرخ تکمیل سفارش (Fill Rate): دو عدد که اشتباهی یکی گرفته می‌شوند

وقتی تیم‌ها از «سطح خدمت ۹۵ درصد» حرف می‌زنند، اغلب هر کس تعریف خودش را در ذهن دارد. دو تعریف رایج وجود دارد و تفاوت آن‌ها بزرگ‌تر از چیزی است که به نظر می‌رسد: سطح خدمت چرخه‌ای (Cycle Service Level یا CSL) و نرخ تکمیل سفارش (Fill Rate). اشتباه گرفتن آن‌ها یکی از رایج‌ترین دلایل ناسازگاری میان برنامه‌ریزی، فروش و مشتری است.

سطح خدمت چرخه‌ای احتمال این است که در یک چرخه‌ی سفارش‌دهی، هیچ کمبودی رخ ندهد. اگر CSL برابر ۹۵ درصد باشد، یعنی در ۹۵ درصد چرخه‌ها موجودی تا رسیدن سفارش بعدی کافی است. این معیار فقط «آیا کمبودی رخ داد؟» را می‌سنجد، نه اینکه کمبود چقدر بود. یک کمبود دو واحدی و یک کمبود دو هزار واحدی هر دو یک شکست حساب می‌شوند.

نرخ تکمیل سفارش، درصد تقاضایی است که مستقیماً از موجودی تامین می‌شود. اگر Fill Rate برابر ۹۸ درصد باشد، از هر ۱۰۰ واحد درخواستی ۹۸ واحد بی‌درنگ تحویل می‌شود. این معیار به اندازه‌ی کمبود حساس است، و به تجربه‌ی واقعی مشتری نزدیک‌تر است. مشتری‌ای که ۹۸ درصد سفارشش را می‌گیرد، با مشتری‌ای که هیچ‌چیز نمی‌گیرد، یکسان نیست.

رابطه‌ی ریاضی میان این دو یک‌به‌یک نیست. به‌طور معمول، برای یک هدف Fill Rate مشخص، به موجودی ایمنی کمتری نسبت به CSL با همان درصد نیاز است. به همین دلیل، یک شرکت که هدف خود را «۹۵ درصد» می‌گذارد، بسته به اینکه کدام معیار را مبنا بگیرد، ممکن است موجودی ایمنی بسیار متفاوتی نگه دارد و نتیجه‌ی کاملاً متفاوتی بگیرد. فرمول‌های محاسبه‌ی موجودی ایمنی که در ابزارها استفاده می‌شوند معمولاً بر پایه‌ی CSL هستند، در حالی که مشتری تجربه‌ی خود را بر پایه‌ی Fill Rate می‌سنجد.

برای اینکه تعریف‌ها با هم قاطی نشوند، از تیم‌ها بخواهید هر بار که عددی می‌گویند، تعریف را هم بگویند: «CSL ۹۵ درصد در سطح قلم» یا «Fill Rate ۹۸ درصد در سطح خط سفارش». بعد معیار را با نیاز واقعی انتخاب کنید. اگر شکست‌های نادر ولی بزرگ برای شما مهم است، CSL مناسب نیست؛ Fill Rate یا شاخصی مبتنی بر مقدار کمبود مناسب‌تر است.

اشتباه رایج، گزارش یک میانگین کلی است. Fill Rate ۹۷ درصد برای کل سازمان ممکن است شامل اقلام کلیدی با ۸۵ درصد و اقلام کم‌اهمیت با ۱۰۰ درصد باشد. معیار را بر اساس کلاس ABC-XYZ و اهمیت مشتری تفکیک کنید، و هدف متفاوتی برای هر گروه بگذارید، تا سرمایه‌ی موجودی ایمنی جایی برود که بیشترین اثر را دارد.

اشتباه دیگر، نادیده گرفتن تفاوت بین «سفارش کامل» و «خط سفارش کامل». سفارشی که ده قلم دارد و نه قلم آن کامل است، از نظر Fill Rate در سطح خط ۹۰ درصد است، ولی از نظر مشتری یک سفارش ناقص (و در سطح سفارش صفر درصد) است. معیار OTIF معمولاً سخت‌گیرانه‌ترین دیدگاه، یعنی سطح سفارش، را می‌گیرد.

نقطه‌ی شروع عملی: در جلسه‌ی بعدی که کسی «سطح خدمت» را گزارش کرد، بپرسید کدام تعریف و در چه سطحی (قلم، خط یا سفارش). سپس برای ۲۰ قلم مهم هر دو معیار را حساب کنید. اغلب اختلاف بین آن‌ها نشان می‌دهد چرا مشتری‌ها از سطح خدمت گزارش‌شده راضی نیستند.

سع
نویسنده

سینا علی‌پور

بنیان‌گذار و معمار زنجیره تامین